مجله

آشنایی با برخی برندهای معروف موتورسیکلت

آشنایی با برخی برندهای معروف موتورسیکلت

شاید معنی موتورسواری خیلی ساده و عادی به نظر برسه ولی من تلاش کردم یک بررسی‌هایی در این مورد بکنم. برای همین توی نت دنبال عبارت موتورسواری می‌گشتم و کلی چیزهای جالب دربارش خوندم گفتم اونها را با شما هم به اشتراک بگزارم.

اول اینکه توی کشورهایی مثل چین و هند خیلی بیشتر از بقیه جاها از موتور استفاده میشه چون به صرفه تره، شما هم اصلاً اینطوری فکر نکنین ، اگر هر کدوم اونا مثل ما با یه ماشین شخصی بیرون بیان کل روز تو ترافیک میمونن.

حالا که دارم فکر می‌کنم شاید تعریفی غیر از این موارد هم وجود داشته باشه.

شاید این نگاه و خاطرات متفاوت من از موتور و موتور سواری بود که انتظاراتم رو بالا برده بود.

اگر دوست دارید میتوانید این نوشته را گوش دهید!

نمیدونم خوندن خاطرات کودکی رو دوست داشته باشین یا نه اما چند خطی براتون می‌نویسم. همه اون خاطرات بر میگردن به قبل از ۹ سالگیم.

من بچه شمالم، یادمه بهار و تابستون فصل کشت و کار با اینکه ما به شهر اومده بودیم و پدر آتش‌نشان بود اما زمانی که شیفت کاریش تمام می‌شد میومد و موتورشو برمیداشت و راهی روستا می‌شد و عموم اوقات من هم ترک موتورش سوار می‌شدم و می‌رفتم تا تو خلوت و صفای روستا کلی خوش بگذرونم. موتور واسه من یعنی هوندای بابا که رو مرز پنجاه سانتی زمینهای کشاورزی رونده می‌شد. هیچوقت یادم نمی‌ره همش می‌ترسیدم یهو بیفتیم تو گل و لای زمینا اما خدا رو شکر که پدر موتور سوار ماهری بود.

وقتی به روستا می‌رسیدم تازه نقش مهم موتور مشخص می‌شد برای حمل و نقل نشاهای برنج از خزانه به مزرعه، برای بردن نیم چاشت و نوشیدنی به مزرعه و حتی برای سرعت بخشیدن به پیام رسانی و اعلام ساعت نهار و یا اتمام کار، خرید نان و وسایل مورد نیاز و کلی مسائل مهم غیره حمل نقل، گرچه اون زمونا موتور برای خودش یک وسیله مجلل در حمل و نقل به حساب میومد چون در بعضی مناطق نه تنها از ماشین حتی از جاده ماشین رو هم خبری نبود. حالا که خوب فکر می‌کنم همیشه دلم می‌خواست وقتی که بزرگ شدم بتونم برای خودم یه موتور بخرم و موتورسواری کنم اما همون‌طور که میدونید متاسفانه در ایران به خانم‌ها گواهینامه موتورسواری نمیدن و موتور سواری بانوان خلاف قانون هست. پس ناخودآگاه این رویای کودکی در همان کودکی ماند.

الان که از موتور هوندای پدر و سواری گفتم یادم اومد تو مطالب سرچ شده در مورد انواع موتورها هم صحبت شده بود و این که امروزه غیر از کارهای روزمره از موتور در مسابقات موتور سواری هم استفاده میشه مسابقاتی که بر اساس نوع و مدل موتور کاراییش و مکانی که در اون موتور سواری میشه به انواع مختلفی تقسیم میشن.

  • مسابقاتی که در پیست مسابقه برگزار میشه
  • مسابقات رالی موتور سواری که در جاده‌های عمومی و باتوجه به تمام قوانین حاکم برگزار میشه.
  • مسابقات سرعت در جاده که نکته جالب ولی ترسناکش این بود که موتورها فقط یک دنده دارن و ترمز ندارن (چطور متوقف میشن؟) باید این مطلب رو حتماً سرچ کنم.
  • موتور سواریهای نمایشی که مهارتهای موتور سوار رو در اون آزمایش میکنن، قدرت انجام حرکات آکروباتیک و حفظ تعادل.
  • موتور سواری در طبیعت و شیب‌های کوهستانی.
  • و چوگان موتور سواری.

و البته دوستانی که خیلی طالب موتور سواری هستن میتونن در تورهای موتور سواری شرکت کنن و تجربهٔ جدیدی رو برای خودشون رقم بزنن.

بد نیست یه نقل قول از پدر بزرگم بگم. خدا رحمتش کنه، همیشه وقتی موتور سوارایی رو می‌دید که با سرعت زیاد سواری می‌کردن با همون لهجه شمالی می‌گفت:

موتور «اسمش روشه میگه من تور هستم تو که سوارم میشی دیگه تور نباش» ( تور در گویش ما همون دیوانه هست)

خوب حالا کمی از خاطرات کودکیم فاصله بگیریم و درباره خود موتور هم گپی بزنیم.

 در کل میشه گفت موتور یه وسیله حمل و نقل خوب و مناسب به حساب میاد که در طول زمان دستخوش تغییرات زیادی شده.

محاسن خوبی هم داره:

  • باعث کاهش مصرف سوخت میشه.
  • حجم ترافیک رو کم می‌کنه.
  • باعث کم‌تر آلوده شدن هوا میشه.
  • از لحاظ جای پارک هم دغدغه‌های کمتری داره و…

در حال حاضر برندها و مدل‌های خیلی متنوعی با کارکردهای متفاوت در بازارهای جهانی موجوده.

از برجسته‌ترین و البته نام آشناترین برندها که تو خاطرات هممون لااقل اسمی ازشون حک شده میشه به:

هارلی معروف اشاره کرد که آمریکایی هست، نمی‌دونم چرا اما اسم هارلی برای من ابهتی همچون هرکول داره، شاید چون اولین بار که دیدمش اونقدری کوچیک بودم که معیار سنجشم نگاه کودکانه و جثه خودم بود.

یاماها که ژاپنی هست، موتور پدر بزرگ جان که یه ترک پشتش جوش داده بودن که لااقل وقتی با مادر بزرگ و دوتا خاله آخری هوس اومدن به خونمون رو کردن مجبور نشن کسیو خونه بزارن.

هوندا هم ژاپنی هست. همون موتور پدر جان.

دوکاتی که ایتالیایی و متعلق به شرکت لامبورگینی هست. و جزو معدود موتورهای دست ساز که البته این مسئله ارزش قیمتی اون رو بالا می‌بره.

وسپا هم که ایتالیایی هست و جایگاه ویژه‌ای بین بانوان موتور سوار داره البته تو کشورهای دیگه. حالا چرا؟ دوباره یادآوری می‌کنم تو ایران موتور سواری بانوان خلاف قانونه.

کاوازاکی هم ژاپنی هست و مدل‌های مختلفی برای سلیقه‌های متفاوت داره.

بی ام دبلیو آلمانی که واقعاً اسمشم شیکه.

سوزوکی و باز هم ژاپن.

اپریلیا ایتالیایی که بیشترین تمرکزش رو سرعت و موتورهای مسابقه‌ای هست.

تریومف که بریتانیایی هست و یه نکته جالب در موردش آینه که صندلیش قابلیت تنظیم داره.

حالا بریم سراغ ایران عزیز و ببینیم تو ایران کدوم موتورها طرفدار دارن.

تو گشت و گذار صفحات به این نتیجه رسیدم که بیشتر تقاضاها مربوط به برندهای:

  • آپاچی (ساخت هندوستان)
  • بنلی (ساخت کشور چین)
  • باکسر (ساخت هندوستان)
  • پالس (ساخت شبه جزیره هند)
  • کویر (ساخت ایران)
  • پرواز (ساخت ایران)
  • هوندا (ساخت ژاپن. البته مدل‌های W و M از سال 1992 به بعد در ایران، ترکیه و پاکستان تولید میشه)
  • سوزوکی (ساخت ژاپن)
  • کی وی (ساخت چین)
  • ·         …

 البته تو هر کدوم از برندهایی که اسمش برده شد مدل‌های مختلف با حجم موتور متفاوت موجود هست (یکی از دسته بندی‌های موتور بر اساس حجم موتور هست که واحد اون سی سی هست و از ۱۲۵ تا ۱۱۰۰ در ۴ دسته بندی تقسیم شده و هرچه سی سی بالاتر بره قدرت موتور بالاتر می‌ره) که متناسب با نیاز و کارکرد میتونید انتخابش کنید.

فکر کنم خوبه که این مطلب رو هم اینجا عنوان کنم که این لیست عموماً بر اساس خرید و فروش و تقاضای بازار و پلاک‌های صادره ارائه شده.

و در مورد ملاک خرید افراد هم میشه به این چند نکته اشاره کرد:

بر اساس نیاز و کارکرد مصرف کننده (موتور خیابان. موتور مسابقه. موتور کراس. موتور تریل)

یا اینکه قطعات مورد نیاز برای تعمیر در بازار موجود باشه.

 یا حتی اینکه کدوم موتور در زمان نیاز سریعتر نقد میشه و خریدار بهتری داره (چون عموماً رو وسایل نقلیه میشه به عنوان سرمایه هم حساب باز کرد. البته به شرط حیات وسیله) و

 مهم‌ترین مسئله قیمت موتورهای بازار و توان خرید افراد هست.

(البته من با تمام وجود ایمان دارم که آگه این مورد اخریه نبود برادران سرزمینم به کمتر از هارلی و بی ام دبلیو رضایت نمی‌دادن)

در پایان پیشنهاد می‌کنم آگه قراره برید و موتوری رو خریداری کنید حتماً یه نگاهی به چند نکته پایانی بیندازید:

حتماً اول از همه موتور سواری رو یاد بگیرید و گواهینامه موتور سواری بگیرین این کار قدمی در جهت حفظ سلامتی خودتون، دیگران و حتی حفظ اون موتور بی زبونه.

در مورد موتوری که میخواید بخرید کاملاً تحقیق کنید و مطمئنشید که در ساختش تمامی استانداردهای ایمنی رعایت شده.

حتماً در مورد خدمات بعد از فروش و بیمه نامه موتور دقت کنید.

موتوری رو بخرید که غیر از زیبایی ظاهر درون زیبایی هم داشته باشه (کیفیت قطعات و کارکرد درستشون)

موتوری که می‌خرید از لحاظ اندازه و ارتفاع و وزن باید متناسب با فیزیک شما باشه

چون اولاً صندلی موتور قابلیت تنظیم نداره و ثانیاً حفظ تعادل در موتور سواری نقش حیاتی داره. از لحاظ روانشناسی هم زمانی که ما حس تسلط و برقراری کامل ارتباط با یک وسیله رو داشته باشیم حس امنیت خاطر در ما ایجاد میشه و استرس و اضطرابمون کم میشه که در راندن فاکتور مهمی به حساب میاد.

و در آخر انتخاب موتور مورد نیاز بر اساس هزینه پرداختی. که خواهشاً برای اینکه بعداً پشیمون نشین هزینه‌ای متناسب با مهارت راندن و نیازتون پرداخت کنید …

امیدوارم مطالبی که نقل شد رضایت خاطرتون رو فراهم کرده باشه و یه دید کلی از موتور و موتورسواری بهتون داده باشه.این نوشته از خاطرات یکی از مشتریان ما (خانم م.حیدری) برداشت شده است.

چرخ زندگیتون همیشه رو دور خوشی و سلامتی بچرخه.

 

‫0/5 ‫(0 نظر)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =